🔹زامبیِ مطلوب
اشکان معصوم
🔻زامبی حالت مطلوب انسان برای آمریکاست. زامبی نه بهمثابهٔ یک ناسزا، بلکه یک وضعیت هستیشناسانه است. موجودی «نامرده»؛ موجودی که از حیث زیستی، زنده اما از حیث نسبت با اراده، معنا و غایت، مرده است (نتوانند، میکشند).
🔻مختصات زامبی چیست؟ «نامرده» است. زنده نیست، اما مرده هم نیست. به خیال خود آزاد است؛ اما اساساً اسیر است. عمیقاً در بند است. چه چیزی زامبی را اسیر کرده؟ چیزی از درون خودش؛ امیالی که دیگر مقابلهناپذیر شدهاند. چه چیزی یک زامبی را آزار میدهد؟ سویههایی از یک موجود زنده. واکنشش چیست؟ حمله و تبدیل آن موجود زنده به یکی مانند خودش. زامبی تاب شنیدن صدای موجود زنده را ندارد.
🔻انسان امروز اسیر است. اسیر سرگرمی؛ در بند روزمرگی و تشنهٔ «دوپامینهیت». اسیر میل. تاب شنیدن صدای زندگی را هم ندارد. هرگز تاب نمیآورد انقلاب اسلامی از معانی و مبادی از او پرسش کند. از شنیدن این صدا آزرده و خشمگین میشود و میخواهد سریعاً به لذتهای سریعِ اکسپلوری پناه ببرد. انسان امروز پول، قدرت، ثروت، مقام، شهرت و... را برای روزمرگی میخواهد. در تعاملات با همنوع نیز امکان سرگرمی و روزمرگی را ارائه میدهد. نخبگان علوم انسانیشان نیز کاری جز ستایش روزمرگی نمیتوانند انجام دهند. چهبسا ریشهٔ دیماه ۱۴۰۴ نیز همین باشد.این موجودِ خودآزادپندار، ظاهر کنش اجتماعیاش برای آزادی است؛ اما آزادیای از جنس آزادی درون قبرستان؛ آزادی مردگان. جامعهٔ مطلوب غرب چیست؟ اجتماعی متشکل از این انسانهای نامرده؛ تودهای متشکل از انسانهای اتمیزهشده، دربند و اخته. نامرده باشید برایتان نیروگاه هستی هم میسازند.
🔻ایران مانع است. ایران میجنگد تا الگوی زندگی خود را داشته باشد. ایران نه میخواهد برده باشد، نه گاو شیرده و نه ژاندارم منطقه. اما ذات امپریالیستی و استکباری آمریکا که در چشمش شما یا دشمنید یا برده، تحمل مزاحم را ندارد.
خب، جنگ اصلی ما با آمریکا بر سر چیست؟ بر سر اراده؛ ارادهٔ معطوف به عمل. امکان ایستادگی در مقابل ظلم داخلی و خارجی. این جنگ، جنگِ ذاتِ استکباری ـ امپریالیستیِ آمریکا با روحِ شیعی ـ ایرانیای است که بر بنیان «الله اکبر» بنا شده است.
🔻متاسفانه چه بسیارند شبههسلبریتیهایی مثل ظریف که پیامبران روزمرگی در بین مردم ایرانند؛ برخلاف آقای شهیدمانکه پاسدار معنا در جامعۀ ایرانی بود؛ پاسدار زندگی بود، نه روزمرگی. آن شبهه سلبریتیها اساساً در این جنگ نقشی نیز ندارند. تأثیر دارند، البته؛ اما نقشی ندارند. مشغول ماهیگیری از آب گلآلودِ قوۀ میلِ برانگیختهشدهٔ انسان مدرناند. البته خودشان نیز اسیرند. اینها مانند پسربچهای هستند که دزد به خانهشان آمده، اما با پدر درگیر میشوند که چرا مانع پلیاستیشن بازیکردنشان میشود؛ خواه ناخواه در حال همکاری با دزدند. حتی مسئولین منسوب به جبهۀ انقلاب هم اگر متوجه نباشند، در این موضوع وارد پازل غرب میشوند. نمونهاش را در مدل برگزاری مراسم تشییع آقای شهیدان دیدیم؛ مدلی که در آن مردم ابژهٔ تصمیماتاند. غایت این رویکردِ برخی مسئولین این است که جامعهٔ شیعی ایران تبدیل به توده بشود تا بتوانند خودشان، ابرقهرمانانه، چوپانی کنند. این گوشهای از اندیشهٔ امامین انقلاب و ساحتی از این جنگ است که این عزیزان متوجه آن نشدند.
دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia










نظر شما